الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

417

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) استسلام ( خود باختگى ) و آن فرمودهء خدا عز و جل است ( 55 سوره نجم ) : « به كدام از نعمتهاى پروردگارت سر ستيزه‌جوئى دارى ؟ » . در روايت دگر است كه ( شكّ ) بر مريه است و هراس از حق و تردد استسلام در برابر جهل و اهل آن ، هر كه از آنچه در پيش او است بهراسد ، به دنبال سر برتابد ، و هر كه در ديانت ستيزه‌جو باشد ، در شك بچرخد و پيشتازان بر او سبقت جويند و ديگران او را دريابند و لگدمال شياطين گردد و هر كه دل بر هلاكت دنيا و آخرت نهد ، در اين ميان به هلاكت رسد ، و هر كه از آن رهائى يابد ، از فضل يقين باشد ، و خدا چيزى كمتر از يقين نيافريده است . و شبهه بر چهار پره است : خوش آمد از آرايش و خود آرائى و كج منشى و كج كشى و در آميختن حق و باطل ، و اين براى آن است كه آرايش جلوگير بينه و وسيلهء كشف حقيقت است ، و خود آرائى مايهء افتادن در شهوت است ، كجى صاحب خود را بسيار منحرف سازد ، و آميختن حق به باطل امواج ظلمتى است كه بر همديگر بر آمده‌اند ، اين است كفر و ستونها و پره‌هاى آن . باب صفت نفاق و منافق ( 2 ) 1 - فرمود ( امير المؤمنين ( ع ) : نفاق بر چهار ستون قرار دارد : بر هوس‌رانى و سهل انگارى و كينه‌توزى و طمع‌ورزى . هوس رانى بر چهار پره است : بر ستم و دست اندازى و